السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )

108

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )

( گروهى از مؤمنان بر جنازه ابوذر حاضر مىشوند ) و در روايت كَشّى هست كه : « رجالٌ مِن أُمّتي صالحون » « 1 » ( مردانى صالح از امتم ) . اين جمله‌ها آشكارا به ارجمندى ابن مسعود اشاره دارد . سيّد مرتضى در كتاب « الشافي » مىگويد : ميانِ امت در پاكى ابن مسعود و فضل و ايمانِ او ، اختلافى نيست و اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله او را ستود و بر او درود فرستاد ، و او نيك فرجام از دنيا رفت « 2 » . نهى ابن مسعود - بر فرض صحّت صدور آن - احتمال مىرود براى قصه‌هايى باشد كه در آن احاديث بود ؛ زيرا راوى مىگويد : « فَجَعَل يَمْحوها بيده ويقول : نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ . . . « 3 » ) ؛ به دستش آنها را محو مىكرد و مىگفت : « ما نيكوترين سرگذشت‌ها را برايت حكايت مىكنيم » « 4 » . در خبر ديگر سخنى آمده است كه اين نظر را تأييد مىكند : مردى شامى پيش عبدالله بن مسعود آمد ، صحيفه‌اى با خود داشت كه در آن بعضى از سخنان ابو درداء و قصه‌هاى او بود ، گفت : اى عبدالرحمان ، آيا سخنانِ برادرت ابو درداء را در اين صحيفه نمىنگرى ؟ ابن مسعود آن را گرفت و شروع به خواندن و نظر در آن كرد تا اينكه به منزلش رسيد ، پس گفت : اى كنيز ، تشتى پر آب برايم بياور ! آن‌گاه احاديث را در آب مىمالاند و مىخواند : الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ . . . « 5 » ) ( الر ، اين آياتِ كتاب مُبين است ، ما قرآن را به زبانِ عربى نازل كرديم تا شايد عقلتان را به كار بنديد ،

--> ( 1 ) . اختيار معرفة الرجال 1 : 283 ، حديث 117 ؛ الدرجات الرفيعه : 252 ( باب عمّار بن ياسر وأخباره ) . ( 2 ) . نگاه كنيد به : تنقيح المقال 2 : 215 ؛ الكنى والألقاب 1 : 217 ( به نقل از كتاب الشافى ) . ( 3 ) . يوسف / 3 . ( 4 ) . تقييد العلم : 54 . ( 5 ) . يوسف / 1 - 3 .